سيد محمد باقر شفتي

319

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

شئت و عزتك لاصممتني ، و عصيتك بيدي و لو شئت و عزتك لكنعتني ، و عصيتك برجلي و لو شئت و عزتك لجذمتني ، و عصيتك بفرجي و لو شئت و عزتك لعقمتني ، و عصيتك بجميع جوارحي التي أنعمت بها على و ليس هذا جزاؤك مني » . ظاهر معنى اين فقرات حقيقت آئين صادره از محرم أسرار رب العالمين اين است : اى پروردگار من معصيت تو كرده‌ام به زبان خود ، قسم به عزت تو اگر مىخواستى گنگم مىكردى ، و اى پروردگار من معصيت تو كرده‌ام به چشم خود قسم به عزت تو اگر مىخواستى كورم مىكردى ، و اى پروردگار من معصيت تو كردم به گوش خود قسم به عزت تو اگر مىخواستى كرم مىكردى ، و اى پروردگار من معصيت تو كرده‌ام به دست خود قسم به عزت تو اگر مىخواستى مرا شل مىكردى . و اى پروردگار من معصيت تو كرده‌ام به پاى خود قسم به عزت تو اگر مىخواستى پاهاى مرا قطع مىكردى ، و اى پروردگار من معصيت تو كرده‌ام به فرج خود قسم به عزت تو اگر مىخواستى مرا عقيم و بى ولد مىنمودى و معصيت تو كرده‌ام به همهء جوارح من آنچنان جوارحى كه به من انعام و احسان فرموده‌اى ، اى پروردگار من جزاى احسان تو اين نبود كه به اين نحو كرده باشم . راوى مىگويد : آن سرور أخيار بعد از آن شروع فرمودند به العفو گفتن ، شمردم هزار مرتبه گفتند العفو . بدان كه جايز است به رفع العفو ، چنانچه جايز است به نصب آن ، و بنا به رفع تقدير چنين خواهد بود العفو من صفاتك ، أو العفو رجائى منك ، بنابر نصب تقدير چنين مىشود أرجو منك العفو . بعد از آن صورت راست مبارك خود را مىچسبانيدند بر زمين و به صوت حزين سه مرتبه اين دعا را مىخواندند « بؤوت اليك بذنبي عملت سوءا و ظلمت